یه ذره محبت...
یه ذره محبت...
مهربانی را وقتی دیدم که کودکی میخواست با آبنبات کوچکش آب شور دریا را شیرین کند
دوشنبه 2 مرداد 1385
وقتی به آرزوت نمیرسی

همیشه معادلات درست از آب در نمی آد و آدما همیشه به آرزو هاشون نمی رسن ولی بعضی وقتها یه سری از آرزوها اینقدر واسه ما مهم هستن که نرسیدن به اونها میتونه ضربه جبران ناپذیری رو به روحیه ما وارد کنه . واسه رسیدن به اون چیزی که واقعاً اونو می خواهی سخت تلاش می کنی و به چیزی جز اون فکر نمی کنی ، دوست داری تو تنهایی هات رسیدن به اونو احساس کنی و از برآورده شدن آرزوت لذت ببری ، تو سختیها ! اون وقتی که از همه جا می بری یه لحظه فکر کردن به اونی که دلت می خواد آرومت می کنه !

دوست نداری به کسی بگی که داشتن اون واسه تو یه آرزو هستش که نکنه یه وقت اونا هم داشتن اونو تو دلشون آرزو کنن .

ولی یه چیزی رو نمی دونم ! اگه یکی شرایط بالا رو داشته باشه و بعد  بفهمه که دیگه به آرزوش نمی رسه باید چی کارکنه ؟ اون وقت دیگه باید به چی فکر کنه ؟


عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
آبان 1387
ش ی د س چ پ ج
        1 2 3
4 5 6 7 8 9 10
11 12 13 14 15 16 17
18 19 20 21 22 23 24
25 26 27 28 29 30  
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 12764