یه ذره محبت...
یه ذره محبت...
من نه عاشق هستم و نه محتاج نگاهی که بلغزد بر من، من خودم هستم و تنهائی و یک حس غریب که به صد عشق و هوس می ارزد

تکنیکهای تست‌زنی در کنکور تکنیکهای تست‌زنی در کنکور
آموزش ویدیوئی کشف گزینه صحیح
(مهندسی معکوس)
پودر سفید کننده دندان
قویترین سفید کننده گیاهی در 5 دقیقه
رفع زردی،جرم و تقویت مینای دندان
X
تبلیغات در بلاگ اسکای
پنجشنبه 28 مرداد 1389
زندگی و رنج و سختیهاش

روزی شاگرد یه راهب پیر هندو از او خواست که واسش یه درس بیاد موندی بده . راهب از شاگردش خواست کیسه نمک رو بیاره پیشش ، بعد یه مشت از اون نمک رو داخل لیوان نیمه پری ریخت و از او خواست اون آب رو سر بکشه . شاگرد فقط تونست یه جرعه کوچک از آب داخل لیوان رو بخوره  ، اونم بزحمت .

استاد پرسید :  مزه اش چطور بود ؟ 

شاگرد پاسخ داد :  بد جوری شور و تنده ، اصلا نمیشه خوردش    

پیرهندو از شاگردش خواست یه مشت نمک برداره و اونو همراهی کنه.  رفتند تا رسیدن کنار دریاچه . استاد از او خواست تا  نمکها رو داخل دریاچه بریزه، بعد یه لیوان آب از دریاچه برداشت و داد دست شاگرد و ازش خواست اونو بنوشه. شاگرد براحتی تمام آب داخل لیوان رو سر کشید .

استاد اینبار هم از او مزه  آب داخل لیوان رو پرسید. شاگرد پاسخ داد : کاملا معمولی بود . 

پیر هندو گفت : رنجها و سختیهائی که انسان در طول زندگی با آنها روبرو میشه همچون یه مشت نمکه  و اما این روح و قدرت پذیرش انسانه که هر چه بزرگتر و وسیعتر بشه ،  میتونه بار اون همه رنج و اندوه  رو براحتی تحمل کنه ، بنابراین سعی کن یه دریا باشی تا یه لیوان آب .


دوشنبه 19 بهمن 1388
دلگیر نباش...

می‌دانم وقتی به این فکر می‌کنی که تنها شده‌ای، چقدر دلگیر می‌شوی چه بغضی در سینه‌ات می‌نشیند و چه اندوهی چشم‌هایت را خیس می‌کند.

می‌دانم وقتی به آدم‌های رفته فکر می‌کنی و به خوشبختی‌هایی که در کویر گذشته ترک خورده‌اند، چقدر پیر می‌شوی...

کاش صبح که از خواب بیدار می‌شوی، بدانی که هم‌زمان با تو جهان متولد می‌شود، درخت دوباره نفس  می‌کشد، گل می‌شکفد و دنیا امید می‌زاید.

 کاش تا فاصله‌ی باز کردن پلک‌هایت، مطمئن شوی که این آخرین سیاهی جهان است و دیگر روی تاریکی را نخواهی دید

آری، جوان می‌شوی، اگر بدانی سهم دست‌های تو و من از عشق، بی‌نصیبی است و عشق برای ما تقسیم نمی‌شود، این ماییم که برای عشق‌هایمان قسمت می‌شویم

شاد می‌شوی اگر بدانی عشق کوچکتر از آن است که به تو چیزی دهد، به من چیزی دهد، به ما چیزی  دهد. عشق در هر سطحش از ما سهم دارد؛ همان‌طور که زندگی‌مان، سال‌هایمان، روزهایمان و لحظه‌هایمان از ما ارث می‌برند... 

بزرگ می‌شوی، وقتی بدانی چقدر بزرگی، حتی بزرگتر از تمام عشق‌های ریز و درشت جهان...

پس دلگیر نباش! برای لحظه‌های آینده‌ات متولد شو، دوباره نفس بکش، گل کن و امید بزا

فراموش نکن که هیچ‌گاه روی تاریکی را نخواهی دید... 

 


یکشنبه 15 آذر 1388
زندگی

با من بگو از لحظه لحظه های مبهم زندگی ات، از تنهایی معصومانه دستانت، آیا میدانی که در هجوم دردها و غم ها، در گیر و دار ملال آور زندگی ات، زیبایی دریاچه نقره ای نهفته است؟ 

اکنون آمده ام که دستهایت را به پنجره ی طلایی خورشید بسپارم تا در آسمان آبی به پرواز در آیی... 

 


سه شنبه 23 تیر 1388
وقتی بزرگ می شی

وقتی بزرگ میشی ، دیگه خجالت می کشی به گربه ها سلام کنی و برای پرنده هایی که آوازهای نقره ای می خونند دست تکون بدی...  

 وقتی بزرگ میشی ، خجالت می کشی دلت برای جوجه قمری هایی که مادرشون برنگشته شور بزنه. فکر می کنی آبروت میره اگه یه روز مردم ( همونهایی که خیلی بزرگ شده اند ) دلشوره های قلبت رو ببینند و به تو بخندند... 

 وقتی بزرگ میشی ، دیگه خجالت می کشی پروانه های مرده ات رو خاک کنی براشون مراسم روضه خونی بگیری...   

 وقتی بزرگ میشی، خجالت می کشی به دیگران بگی که صدای قلب انار کوچولو رو میشنوی و عروسی سیب قرمز و زرد رو دیدی و تازه کلی براشون رقصیدی...!  

وقتی بزرگ میشی ، دیگه نمی ترسی که نکنه فردا صبح خورشید نیاد، حتی دلت نمیخواد پشت کوهها سرک بکشی و خونه خورشید رو از نزدیک ببینی ... 

دیگه دعا نمی کنی برای آسمون که دلش گرفته، حتی آرزو نمی کنی کاش قدت میرسید و اشکای آسمون رو پاک می کردی. ..      

وقتی بزرگ میشی ، قدت کوتاه میشه ، آسمون بالا می ره و تو دیگه دستت به ابرها نمی رسه و برات مهم نیست که توی کوچه پس کوچه های پشت ابرها ستاره ها چی بازی می کنند .اونا اونقدر دورند که تو حتی لبخندشونم نمی بینی و ماه ( همبازی قدیمیت ) اونقدر کمرنگ میشه که اگه تموم شب رو هم دنبالش بگردی پیداش نمیکنی ...    

وقتی بزرگ میشی ، دور قلبت سیم خاردار می کشی و در مراسم تدفین درختها شرکت می کنی و فاتحۀ تموم آوازها و پرنده ها رو می خونی و یه روز یادت می افته که تو سالهاست چشمهات رو گم کردی و دستات رو در کوچه های کودکی جا گذاشتی. اون روز دیگه خیلی دیر شده ...   

فردای اون روز تو رو به خاک میدنو و میگن : " خیلی بزرگ بود "

  

حالا یک سوال، چرا همه دوست دارن بزرگ بشن؟؟؟؟ 


جمعه 21 فروردین 1388
دعای سال نو

  

 

خدایا تو را قسم به برکت گندم زار مرا در این سال به گونه ای بساز، شکل بده و بتراش تا برای صلح بکوشم. هرکجا نفرت است عشق باشم، هر کجا کینه است عفو باشم، هرکجا یأس است امید شوم و هرکجا غم است شادی شوم... یعنی ممکنه؟
امسال میخوام همه رو ببخشم و از ته دل به تمام موجودات عشق بورزم.
خدایا عاشقت هستم، مرا دوست بدار...


سه شنبه 18 فروردین 1388
دعای سال نو

اول از همه سلام سال نو همتون مبارک. البته ببخشید واسه تاخیرم توی تبریک، هر چیزی با تاخیرش قشنگه 

این متنو لحظه سال تحویل به کسی که خیلی دوستش داشتم و دارم و خواهم داشت تقدیم کردم،دلم نیومد اینجا نذارم تا شما هم بخونیدش.

امیدوارم واسه همه سالی باشه پر از موفقیت شادکامی سبزی لبخند و سلامتی بالخصوص همونی که واسش فرستادم!
  

 دعا

........لحظه تحویل سال نو برایت دعا میکنم ... 

 

دعا می کنم که هیچگاه چشمهای زیبای تو را در انحصار قطره های اشک نبینم و تو برایم دعا کن ابر چشم هایم همیشه برای تو ببارد.

 

دعا می کنم که لبانت را فقط در غنچه های لبخند ببینم و تو برایم دعا کن که هر گز بی تو نخندم
 

دعا می کنم دستانت که وسعت آسمان و پاکی دریا و بوی بهار را دارد، همیشه از حرارت عشق گرم باشد و تو برایم دعا کن دستهایم را هیچگاه در دستی بجز دست تو گره ندهم
 

من برایت دعا می کنم که گل های وجود نازنینت هیچگاه پژمرده نشوند برای شاپرکهای باغچه ی خانه ات دعا می کنم که بال هایشان هرگز محتاج مرهم نباشند. من برای خورشید آسمان زندگیت دعا می کنم که هیچگاه غروب نکند و بدان در آسمان زندگیم تو تنها خورشیدی.
  

پس برایم دعا کن ، دعا کن که خورشید آسمان زندگیم هیچگاه غروب نکند.


دوشنبه 28 بهمن 1387
زنگ می زنند

زنگ می زنند کسی که آرزویش را داشتی آمده .
کسی که دلتنگش بودی
کسی که ......
با دنیایی خبر خوش !
خوشا به حالت دوست من ،
برخیز .....
زنگ میزنند !!!
نامه ای خواهد رسید از نا کجا آباد
اما برای تو .
فقط برای تو .
شاید قصه ای باشد از امیدبی کران .
تنهاایمان بیاور به وجود
پستچی مهربان آسمان !!!
5ثانیه فرصت داری تسلیم شوی !!!
سلاح منفی بافی را زمین بگذاری
واجازه دهی نهال اندیشه های مثبت
در ذهنت جوانه بزند!
5ثانیه تمام شد !!!
خدا را در دلت احساس کن
و قدمهایت را محکم تر از همیشه بردار.
چرا که وقتی ایمان شکست می خورد
ترس ،پیروزی اش را
در وجودت جشن می گیرد !
زنگ می زنند کسی که آرزویش را داشتی آمده .
کسی که دلتنگش بودی
کسی که ......
با دنیایی خبر خوش !
خوشا به حالت دوست من ،
برخیز .....
زنگ میزنند !!!
نامه ای خواهد رسید از نا کجا آباد
اما برای تو .
فقط برای تو . 

 

   

 

زمین نماد عشق است چون با فروتنی، تواضع و گذشت به همه عشق می ورزد 

سپندارمذگان جشن زمین و گرامی داشت عشق است که هر دو در کنار هم معنا پیدا می کنند؛ این روز بزرگ بر تمام آریایی ها مبارک باد.


1 2 3 4 5 >>
عناوین آخرین یادداشت ها
خوش آمدید
مرداد 1389
ش ی د س چ پ ج
          1 2
3 4 5 6 7 8 9
10 11 12 13 14 15 16
17 18 19 20 21 22 23
24 25 26 27 28 29 30
31            
آرشیو
موضوع بندی
عضویت کاربران بلاگ اسکای
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 40036